خبرگزاری مهر؛ گروه بین الملل: منطقه غرب آسیا بعد از جنگ افروزی های آمریکایی- صهیونیستی وارد مرحله بی سابقه ای از پیچیدگی ژئوپلیتیک شده است که در آن اراده قدرتهای منطقهای با جاهطلبیهای بیحد و حصر قدرتهای بینالمللی بر سر لبنان در تضاد قرار گرفتهاند. دادههای کنونی ما را با یک تناقض آشکار روبرو میکند؛ جمهوری اسلامی ایران با پرونده لبنان به عنوان یک مسئله حاکمیتی و اصولی غیرقابل چانهزنی برخورد میکند، در حالی که به نظر میرسد مقامات رسمی لبنان، نقش ملی خود را نادیده می گیرند و به ابزار اجرای دیکتههای آمریکایی صهیونیستی تبدیل شدهاند.
تهران امنیت لبنان را خط قرمز خود می داند
وبگاه خبری العهد در این زمینه می نویسد که موضع ایران همواره با صلابتی همراه بوده که منطق معاملهگری واشنگتن را رد میکند. هنگامی که تهران به میانجی پاکستانی اعلام کرد که بند مربوط به لبنان «غیرقابل بحث» است، از نفوذ جغرافیایی خود دفاع نمیکرد، بلکه معادله بازدارندگی را تثبیت میکرد که لبنان را از انحصار آمریکا محافظت میکند.
فلسفه حمایت ایران از لبنان بر اساس یک اصل ثابت استوار است: «حاکمیت تجزیهناپذیر است». بنابراین، دیدگاه ایران از این اصل نشأت میگیرد که امنیت منطقه یک کل واحد است و تضعیف لبنان یا رها کردن آن به عنوان لقمهای آسان برای پروژههای آمریکایی، به معنای تهدید مستقیم ثبات کل منطقه است. از این رو، قرار دادن لبنان به عنوان اولین بند در میز مذاکرات ایران-آمریکا، قیمومیت بر این کشور نیست، بلکه یک سپر دیپلماتیک است که واشنگتن را از سوءاستفاده از ضعف رسمی لبنان برای تحمیل شرایط تسلیمطلبانه بازمیدارد.
تهران میداند که آمریکا به دنبال تفکیک پروندهها و جداسازی آنها بر اساس تاکتیک استعماری قدیمی خود است. هدف آمریکا منزوی کردن مقاومت از عمق استراتژیک آن پس از خلع سلاح است. در حالی که واشنگتن همچنان تهران را با تحریمهای اقتصادی تهدید می کند، تهران از حمایت لجستیکی و سیاسی خود از لبنان دست نکشیده است. این موضع ثابت میکند که مسئله لبنان برای ایران یک مسئله وجودی است و بر اساس منافع گذرا نیست.
اصرار ایران بر جلوگیری از انحصار آمریکا در پرونده لبنان نشان می دهد که آمریکایی ها و صهیونیست ها نمی توانند سکوت بین المللی را در برابر تجاوزهای فجیع و مکرر به لبنان به هر قیمتی بخرند.
مقاومت به عنوان تنها گزینه استراتژیک در تعامل با آمریکا و رژیم صهیونیستی طی ۴۵ روز درگیری با اشغالگران، ثابت کرد که تنها نیروی قادر به شکستن غرور اسرائیل است. در حالی که ایران در برابر تجاوز آمریکایی – صهیونیستی ایستاده و درگیر جنگی شدید شده بود، با این وجود بر ارائه حمایت میدانی و سیاسی مورد نیاز لبنان اصرار داشت تا اهداف تجاوز وحشیانه صهیونیستی را خنثی کند.
این اقدام نمایانگر کامل حمایت از حاکمیت لبنان است و صدق گفتار ایران را در عمل اثبات کرده و موازنه قوا را تغییر میدهد.
دولت لبنان؛ تسلیم محض دیکته های خارجی
در مقابل، عملکرد رسمی لبنان، نشان دهنده عقبنشینی تحقیرآمیز در برابر دشمن است. دولت لبنان به جای استفاده از پتانسیل مقاومت در میدان برای تحمیل شرایط ملی به دشمن، شتابزده به واشنگتن پناه می برد و خواستههای شکستخوردهای را مطرح می کند تا آزادی لبنان را با تمدید آتش بس معلوم الحال مبادله کند!
سفر هیئت لبنانی به واشنگتن برای درخواست تمدید آتشبس به مدت یک ماه دیگر، اعتراف صریح به شکست در تمام ابعاد آن است. دولت در مطالبات خود نه خواستار عقبنشینی اشغالگران شده و نه پرونده هایی مانند «توقف نهایی تجاوز»، «آزادی اسرا» و «جبران خسارت شهدا و مجروحان و ویرانیهای ناشی از تجاوز در روستاهای جنوبی لبنان» را مطرح کرده و نه خواستار مجازات رژیم صهیونیستی و بنیامین نتانیاهو و کابینه وی به دلیل جنایات جنگی شده است.
این رویکرد نشان دهنده ذهنیت شکستخوردهای است که به دنبال بقای سیاسی خود است و کرامت مردمی لبنانیها را دنبال نمیکند. آنها تسلیم محض دیکتههای آمریکا هستند، در حالی که میدانند واشنگتن نقش میانجی صلح را ایفا نمیکند، بلکه به دنبال تامین منافع اسرائیل است. بنابراین، پذیرش اصل مذاکره مستقیم توسط دولت لبنان، یک لغزش اصولی به سمت دام عادیسازی پنهان و چشمپوشی از حقوق ملی کشور است که توسط قطعنامههای بینالمللی به رسمیت شناخته شده است. واضح است که واشنگتن به دنبال منزوی کردن لبنان است تا ترتیبات سیاسی-امنیتی خود را در راستای خدمت رسانی به پروژه صهیونیستی بر آن تحمیل کند.
شواهد میدانی نشان میدهد که ارتش صهیونیستی در تثبیت حتی یک نقطه نظامی امن در روستاهای جنوب لبنان شکست خورد و متحمل خسارات سنگین جانی و تجهیزاتی شده است. مقاومت به واکنشهای خود به تجاوز صهیونیستها به آتش بس ادامه میدهد. این پایداری قدرتی را ایجاد می کند که مذاکرهکننده لبنانی میتواند از آن برای تحمیل خواستههای خود در مورد عقبنشینی فوری اشغالگران صهیونیست و پرداخت غرامت به آسیب دیدگان لبنانی و الزام رژیم صهیونیستی به توقف کامل تجاوزهای هوایی و زمینی خود بهره گیرد.
در مقابل میبینیم دولت نه تنها از هیچ یک از این اهرمهای قدرت استفاده نمیکند، بلکه به نهادی تبدیل شده است که با التماس از کمیته مکانیسم تلاش دارد مجوز صهیونیست ها برای تعمیر لوله آب! یا خروج اجساد شهدا و نجات مجروحان را جلب کند.
لبنان زیر گیوتین آمریکا
واشنگتن اصرار دارد که مذاکرات بیروت و تل آویو از پرونده ایران جدا باشد. این امر به دلیل نگرانی آنها نسبت به نقض حاکمیت لبنان نیست، بلکه تلاشی برای خلع سلاح لبنان است. زیرا وقتی لبنان که از نظر سیاسی و اقتصادی فرسوده به نظرمی رسد، به تنهایی در مقابل قدرت های بزرگ به مذاکره می نشیند، تسلیم شرایط دشمن می شود که به معنای محروم کردن لبنان از عمق استراتژیک آن و تامین اهداف اسرائیل است. دولت کنونی لبنان با انعطاف پذیری عجیبی به دنبال تامین این اهداف صهیونیستی است.
همزمان، واشنگتن از ابزار اقتصادی برای مهار کردن لبنان استفاده میکند و به نظر میرسد که دولت تسلیم این باجخواهی شده است، زیرا به جای جستجوی جایگزینهای اقتصادی یا تکیه بر نقاط قوت ملی، سرنوشت کشور را به رضایت آمریکا گره زده است. این رفتار ثابت میکند که دولت لبنان دیدگاه ملی ندارد، بلکه برای بقای سیاسی خود به دنبال تامین منافع سران سیاسی و حسابهای مالی آنها در خارج از کشور است.
وبگاه العهد تاکید می کند که دولت لبنان کاملاً جدا از واقعیت های ملی و جانفشانی های مردمی است. مردم شریف لبنان، شهدا و مجروحان زیادی را تقدیم کردهاند و خانههایشان ویران شده است، آنها تمدید آتشبس را با بهای بازگشت اشغالگران و ادامه تجاوزهای آنها در آینده نمیخواهند، بلکه میخواهند به پیروزی کامل و عقبنشینی دشمن و دریافت غرامت عادلانه از آن دست پیدا کنند.
کسی که به ضرر حقوق لبنانیها مذاکره میکند، نماینده آرمانهای لبنانیها نیستند، بلکه نمایندگی واقعی لبنان، عناصر مقاومت است که در سنگرهای جنوب صبورانه و قاطع ایستاده اند. در رأس این نیروهای صادق، موضع ثابت ایران قرار دارد. تاریخ ثبت خواهد کرد که ایران برای دفاع از حاکمیت لبنان در مجامع بینالمللی ایستاد، آنهم در شرایطی که برخی از مقامات لبنان به دنبال راهی امن برای تامین منافع خود زیر چتر آمریکا بودند.





