به گزارش خبرنگاراقتصادی خبرگزاری تسنیم, سمیه گلپور,فعال کارگری در آستانه آیین وداع و تشییع رهبر شهید انقلاب در یادداشتی برای تسنیم نوشت: امروز، در آستانه تشییعی که تاریخ، شکوهش را به یاد خواهد داشت، قلبی در سینه داریم که از شدت غم سنگین شده است. اما این غم، تنها غم از دست دادن یک رهبر نیست؛ غمِ از دست دادن «پدری» است که در میانهی تمام پیچ و خمهای سیاست، تنها او بود که صدای لرزان کارگران را میشنید و درد دستان پینهبستهشان را لمس میکرد.
او برای ما، فراتر از یک مقام بود؛ او پدر بود. پدری که میدانست معنای «کارگری» تنها یک شغل نیست، بلکه نبردی برای بقاست. هرگاه در درهای بسته و پاسخهای سردِ مسئولان گم میشدیم، نگاهش به ما یادآوری میکرد که در این نظام، جایگاه کارگر، جایگاه یک «سرباز تولید» است، نه یک ابزار مصرفی. او با هر کلامش، با هر نگاهش، به ما میگفت که شما تنها نیستید.
اما حالا که رفتی، تازه فهمیدیم عشق تو فقط در دستورات رسمی نبود؛ تو حتی در سکوت و سادگی هم به فکر ما بودی. حالا که رفتی، راز آن «گلیمهای آبی» در دفتر کارت برملا شد. ما حالا میفهمیم که چرا آن گلیمها هرگز از جایشان تکان نخوردند و چرا نمیخواستی آنها را از بیت رهبری جمع کنند. تو نه برای زیبایی، که برای «بقا»ی آن صنعت دستی و برای «نان و اشتغال» کسانی که با انگشتانی لرزان آن گلیمها را میبافتند، آنها را در اتاقت نگه داشته بودی. تو میدانستی که هر گلیم آبی در دفترت، یعنی یک خانوادهی بافنده در گوشهای از این وطن، هنوز امید به زندگی دارد و کسب و کارش زنده است. چه غمانگیز است که راز این همه دلسوزی، بعد از فراقت برای ما روشن شد؛ تو حتی در تار و پود یک گلیم هم به فکر سفرهی کارگر بودی.
دلتنگم برای آن دغدغههای بیپایانش. رهبری که نه در اتاقهای عاجآلود، که در عمق رنجهای ما میگشت. او کسی بود که با تندی و قاطعیت، از تیم دولت میخواست تا برای آرامش و امنیت شغلی کارگران برنامهای واقعی داشته باشد. او نمیخواست کارگر تنها با «حداقلها» سر کند؛ او خواهان «کرامت» برای کارگر بود. میخواست امنیت شغلی، نه یک وعدهی انتخاباتی، بلکه یک حق مسلم برای هر کسی باشد که عرق جبینش را میریزد تا چرخ این کشور بچرخد.
رهبر شهیدم… تو رفتی، اما صدای تو در گوش هر کارگری که امروز با اشکی گرم در وداع و تشییع تو ایستاده، طنینانداز است. تو پدر تمام کسانی بودی که دنیا آنها را نادیده گرفت، اما تو با تمام وجود، ما را میدیدی.
با اندوهی عمیق میگویم: اگر تنها ذرهای از آن مطالبات مکرر و دلسوزانهاش توسط دولتها به طور کامل اجرا میشد، اگر آن خواستههای نافذ در مسیرهای اداری گم نمیشد، امروز بخش بزرگی از زخمهای کارگران درمان شده بود. اگر ارادهی قلبی او در بدنه اجرایی جای میگرفت، امروز دیگر هیچ کارگری نگران فردا یا امنیت شغلیاش نبود.
ایام غمزدهی امروز، تنها به خاطر فقدان یک شخص نیست؛ به خاطر فقدان آن «سایه» است که ما را از گزند بیتوجهیها محافظت میکرد.
رهبر شهیدم… تو رفتی، اما صدای تو در گوش هر کارگری که امروز با اشکی گرم در تشییع تو ایستاده، طنینانداز است. تو پدر تمام کسانی بودی که دنیا آنها را نادیده گرفت، اما تو با تمام وجود، ما را میدیدی.
ما امروز نه تنها تو را تشییع میکنیم، بلکه پیمان میبندیم که دغدغههای تو برای رفاه و عزت کارگران را هرگز فراموش نکنیم.
خداحافظ ای پدر دلسوز، ای پناهگاه دستان خسته…
انتهای پیام/































































































































































































































































































































