به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، روی سفره خانوار ایرانی، گوشت، شیر، پنیر، ماست و سایر فرآوردههای دامی محصول یک زنجیره بزرگ تولید هستند؛ زنجیرهای که بخشی از آن در واحدهای صنعتی و کارخانهها دیده میشود، اما بخش مهمی از حلقه نخست آن در روستاها، دامداریهای کوچک و متوسط و در میان جامعه عشایری شکل میگیرد.
در مورد عشایر، آمارهای رسمی تصویر روشنی ارائه میکنند: جامعه عشایری کشور حدود 252 هزار خانوار و بیش از یک میلیون و 115 هزار نفر جمعیت دارد و با در اختیار داشتن حدود 28 میلیون رأس دام، 42 درصد دام سبک کشور را در اختیار دارد. سازمان امور عشایر همچنین تولید سالانه حدود 200 هزار تن گوشت قرمز و 400 هزار تن شیر و فرآوردههای لبنی را برای این جامعه اعلام کرده است.
این ارقام در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که تولید گوشت و شیر کشور بهشدت به هزینه خوراک، دسترسی به نهاده و وضعیت مراتع وابسته است.
یکچهارم گوشت قرمز کشور دست عشایر
یکی از روشنترین شاخصهای نقش عشایر در زنجیره پروتئین، تولید گوشت قرمز است. بر اساس آخرین آمار اعلامشده از سوی رئیس سازمان امور عشایر ایران، عشایر با در اختیار داشتن حدود 28 میلیون رأس دام، 42 درصد دام سبک کشور را در اختیار دارند و حدود 25 درصد گوشت قرمز کشور، معادل حدود 200 هزار تن را تولید میکنند.
این جامعه همچنین سالانه نزدیک به 10 میلیون رأس دام به بازار عرضه میکند. برای مقایسه، وزارت جهاد کشاورزی مجموع تولید گوشت قرمز کشور را در سال 1402 حدود 900 هزار تن اعلام کرده است.
طبق آمار سازمان امور عشایر، این جامعه با جمعیتی بیش از یک میلیون و 115 هزار نفر در حدود 59 درصد قلمرو جغرافیایی کشور پراکنده است و حدود 35 میلیون هکتار مرتع در اختیار دارد.
در کنار 28 میلیون رأس دام، تولید سالانه 200 هزار تن گوشت قرمز و 400 هزار تن شیر و فرآوردههای لبنی، بخش مهمی از خروجی اقتصادی جامعه عشایری را تشکیل میدهد. سازمان امور عشایر همچنین سهم 35 درصدی عشایر از صنایع دستی کشور را اعلام کرده است؛ یعنی اقتصاد عشایری محدود به دامداری نیست، اما دامداری همچنان ستون اصلی آن به شمار میرود.
این پراکندگی جغرافیایی نیز یک مزیت اقتصادی محسوب میشود؛ زیرا دام عشایر در بخش بزرگی از مراتع کشور حرکت میکند و تولید گوشت و لبنیات تنها در چند قطب صنعتی متمرکز نیست.
در سرشماری عمومی کشاورزی 1403 نشان داده است که 87 درصد بهرهبرداریهای کشاورزی کشور در مناطق روستایی قرار دارند و بیش از 4 میلیون و 292 هزار خانوار بهرهبردار کشاورزی در کشور شناسایی شدهاند.
این داده مستقیماً سهم روستا از تولید شیر یا گوشت را نشان نمیدهد، اما نشان میدهد بخش عمده ساختار تولید کشاورزی ایران در جغرافیای روستا مستقر است.
تولید شیر؛ بیش از 11 میلیون تن در سال
معاون امور تولیدات دامی وزارت جهاد کشاورزی در سال 1403، تولید شیر کشور را حدود 11 میلیون و 500 هزار تن در سال اعلام کرد و از خودکفایی کشور در تولید شیر خبر داد.
پیش از آن نیز وزارت جهاد کشاورزی برای سال 1402 تولید شیر خام را بیش از 12 میلیون تن اعلام کرده بود.
اما از این ارقام نمیتوان سهم روستاییان را استخراج کرد؛ زیرا آمار ملی شیر خام شامل طیفی از دامداریهای صنعتی تا واحدهای کوچک است و آمار تفکیکشده و رسمی از میزان تولید روستایی به شکل منظم منتشر نمیشود.
در مقابل، سازمان امور عشایر برای جامعه عشایری رقم حدود 400 هزار تن شیر و فرآوردههای لبنی در سال اعلام کرده است.
اگر این رقم را با تولید 11.5 میلیون تنی شیر کشور مقایسه کنیم، حدود 3.5 درصد میشود؛ اما باید توجه داشت این قیاس دقیقاً «سهم شیر خام عشایر از کل شیر خام کشور» نیست، زیرا رقم عشایری شامل شیر و فرآوردههای لبنی است.
بنابراین رقم 400 هزار تن را باید همانگونه که سازمان امور عشایر اعلام کرده، روایت کرد و از تبدیل آن به سهم دقیق شیر خام خودداری کرد.
دامداری سنتی در برابر دامداری صنعتی؛ مسئله فقط اندازه واحد نیست
یکی از پرسشهای اصلی این گزارش آن است که آیا دامداری سنتی روستایی و عشایری میتواند در برابر دامداری صنعتی دوام بیاورد؟پاسخ را نمیتوان صرفاً با مقایسه میزان تولید یک دام مطرح کرد.
دامداری صنعتی معمولاً از مزیتهایی مانند دسترسی سازمانیافتهتر به نهاده، تجهیزات، اصلاح نژاد، مدیریت خوراک، دسترسی به خدمات دامپزشکی و بازار برخوردار است.
در مقابل، دامداری روستایی و عشایری مزیتهای دیگری دارد؛ از جمله استفاده از مراتع، پراکندگی تولید، اتکا به منابع محلی و ساختار خانوادگی تولید.
در مورد عشایر، وجود 28 میلیون رأس دام و سهم 42 درصدی از دام سبک کشور نشان میدهد این شیوه تولید همچنان یک ظرفیت بزرگ ملی است.اما مسئله بهرهوری همچنان مطرح است.
مؤسسه تحقیقات علوم دامی کشور اعلام کرده است استفاده از خوراک کامل دام میتواند بخشی از شکاف بهرهوری در دامداریهای مختلف را جبران کند و به کاهش هزینهها کمک کند. در همین بررسیها، سهم خوراک از هزینه تولید دامداریها بیش از 70 درصد اعلام شده است.
بنابراین فاصله بهرهوری میان دامداری سنتی و صنعتی لزوماً اجتنابناپذیر نیست؛ بخشی از آن میتواند با اصلاح تغذیه، اصلاح نژاد، بهبود مدیریت دام و دسترسی بهتر به خدمات فنی کاهش یابد.
70 درصد هزینه تولید دامداری نهاده ها است؛ جایی که بحران نهاده آغاز میشود، خوراک دام مهمترین جزء هزینه تولید در صنعت دامپروری است.
در سند راهبردی بهبود تغذیه دام و طیور وزارت جهاد کشاورزی، سهم تغذیه و خوراک در هزینه تولید حدود 70 درصد برآورد شده است.
این یعنی هر شوک قابل توجه به قیمت یا دسترسی نهادهها، مستقیماً روی اقتصاد دامدار اثر میگذارد.
در شرایطی که دامدار روستایی یا عشایری نقدینگی محدودی دارد، افزایش هزینه خوراک میتواند به کاهش وزن دام، کاهش سرعت پرواربندی، کاهش تولید شیر و در موارد شدیدتر به حذف دامهای مولد منجر شود.
این مسئله در شرایط خشکسالی اهمیت دوچندان پیدا میکند؛ زیرا وقتی تولید علوفه و دسترسی به مراتع کاهش مییابد، وابستگی دامدار به خوراک خریداریشده افزایش پیدا میکند.
خشکسالی؛ فشار مضاعف بر دامدار روستایی و عشایری و بحران نهادهها
تشکلهای دامداران بارها نسبت به اثر خشکسالی و کمبود نهاده هشدار دادهاند.مدیرعامل اتحادیه دامداران دام سبک در شهریور 1405 اعلام کرد کمبود نهاده در شرایط خشکسالی فشار زیادی به تولیدکنندگان وارد کرده و حتی نسبت به کشتار دامهای مولد هشدار داد. او تأخیر در تأمین نهاده و ترخیص آن را یکی از عوامل تشدیدکننده مشکلات تولید دانست.
این موضوع از آن جهت برای روستا و عشایر مهم است که دامداریهای کوچک معمولاً توان مالی محدودتری برای خرید نهاده در بازار آزاد دارند.
در چنین شرایطی، افزایش قیمت خوراک تنها سود دامدار را کاهش نمیدهد؛ بلکه ممکن است تصمیم اقتصادی او برای ادامه فعالیت را نیز تغییر دهد.
دامدار در نهایت با چند انتخاب مواجه میشود:کاهش تعداد دام، فروش دام مولد، کاهش دوره پرواربندی یا ادامه تولید با هزینه بیشتر.هر کدام از این انتخابها میتواند بر آینده تولید گوشت و لبنیات اثر بگذارد.
نمونهای از دل روستا؛ دامداری روستایی هنوز ظرفیت بزرگی دارد
در آذربایجان شرقی، مسئولان جهاد کشاورزی با تأکید بر توسعه دامداریهای روستایی، وجود بیش از 7 میلیون واحد دامی را در استان اعلام کردهاند و تأمین نهاده، افزایش تولید شیر و گوشت قرمز را از مسائل محوری این بخش دانستهاند.
این مثال نشان میدهد دامداری روستایی در برخی استانها صرفاً یک فعالیت معیشتی خانوادگی نیست؛ بلکه یک ظرفیت قابل توجه تولیدی است که میتواند در زنجیره تأمین گوشت و شیر نقش داشته باشد.
با این حال، همین واحدها برای افزایش بهرهوری به سرمایهگذاری، نهاده، خدمات دامپزشکی، بازار مطمئن و دسترسی به فناوری نیاز دارند.
مشکل دامدار فقط نهاده نیست!
بررسی مسائل مطرحشده از سوی دامداران در مناطق مختلف نشان میدهد بحران تولید یک عامل واحد ندارد.
در یکی از نشستهای اخیر بررسی مشکلات صنعت دام و طیور شهرستان سراب، دامداران و مرغداران مجموعهای از مشکلات شامل تأمین نهاده، افزایش هزینه تولید، نوسان بازار فروش، بیماریها، کمبود نقدینگی و مشکلات زیرساختی را مطرح کردند.
این مجموعه مشکلات نشان میدهد حتی اگر مسئله نهاده حل شود، دامدار همچنان با چالش فروش محصول و تأمین سرمایه در گردش مواجه است. برای دامدار روستایی این مسئله جدیتر است، زیرا مقیاس تولید کوچکتر است و معمولاً قدرت چانهزنی پایینتری در بازار دارد.
آیا دامداری روستایی میتواند با دامداری صنعتی رقابت کند؟
رقابت میان دو مدل دامداری را نباید صرفاً بر اساس «هزینه تولید هر کیلو گوشت» یا «میزان شیر تولیدی هر رأس دام» سنجید.
دامداری صنعتی عمدتاً به دنبال تولید بالا، یکنواخت و قابل پیشبینی است؛ اما دامداری روستایی و عشایری علاوه بر تولید اقتصادی، کارکردهای دیگری نیز دارد.
این دامداریها جمعیت را در مناطق روستایی و مرزی حفظ میکنند، از منابع طبیعی استفاده میکنند، اشتغال خانوادگی ایجاد میکنند و در مورد عشایر، به حفظ الگوی کوچ و بهرهبرداری از مراتع نیز کمک میکنند.
بنابراین سیاست مطلوب لزوماً حذف دامداری سنتی و جایگزینی کامل آن با واحدهای صنعتی نیست؛ بلکه میتواند ارتقای بهرهوری دامداری سنتی باشد.
تجربه پژوهشهای مؤسسه تحقیقات علوم دامی نیز نشان میدهد بهبود تغذیه دام و استفاده از خوراک کامل میتواند بخشی از شکاف بهرهوری را جبران کند.
امنیت غذایی از روستا شروع میشود، اما ادامه آن وابسته بازار
تولید گوشت و شیر فقط در آغل و مرتع اتفاق نمیافتد.بعد از تولید، فرآوری، جمعآوری، حملونقل، کشتار، سردخانه، بستهبندی و توزیع قرار دارد.اگر دامدار محصول خود را با هزینه بالا تولید کند اما نتواند آن را با قیمت مناسب بفروشد، انگیزه تولید کاهش پیدا میکند.
اگر شیر با تأخیر جمعآوری شود یا شبکه فرآوری به دامدار کوچک دسترسی نداشته باشد، بخشی از ارزش اقتصادی تولید از بین میرود؛ بنابراین برای تقویت نقش روستا و عشایر در امنیت غذایی، سیاستگذاری باید زنجیره کامل را ببیند؛ نه فقط دام و نهاده را.
تولید پروتئین بدون حفظ دامدار ممکن نیست
اگر این فکت را بپذیریم که حدود 90 درصد نیاز گوشت قرمز خود را از تولید داخل تأمین میکند و حدود 10 درصد نیاز از واردات تأمین میشود. این وابستگی عمده به تولید داخلی باعث میشود وضعیت دامداران روستایی و عشایری مستقیماً با امنیت غذایی کشور مرتبط باشد.
اگر هزینه تولید افزایش یابد و دامدار نتواند محصول خود را با قیمت اقتصادی عرضه کند، بخشی از تولید کاهش خواهد یافت و شکاف میان عرضه داخلی و تقاضا میتواند بیشتر شود.
در چنین شرایطی، واردات میتواند نقش تنظیمی پیدا کند، اما جایگزینی ظرفیت تولید داخلی با واردات، به معنای انتقال بخشی از ریسک امنیت غذایی از داخل به بازار خارجی است.
مسئله پنهان؛ آمار تولید روستایی کجاست؟
شاید یکی از مهمترین یافتههای این گزارش همین باشد. درباره عشایر، آمارهایی مانند 25 درصد گوشت قرمز، 400 هزار تن شیر و 28 میلیون رأس دام به شکل رسمی اعلام شده است، اما درباره مجموع دامداران روستایی، تفکیک منظم و بهروز سهم آنها از تولید گوشت و شیر کشور در دسترس نیست.
ستون تولید پروتئین زیر فشار است
روستاها و عشایر را نمیتوان صرفاً بهعنوان مناطق سکونت یا جوامع سنتی دید. بخشی مهمی از زنجیره تأمین پروتئین کشور از همین مناطق آغاز میشود.
در بخش روستایی نیز اگرچه سهم دقیق تولید گوشت و شیر در آمار ملی بهصورت شفاف تفکیک نشده، اما قرار داشتن 87 درصد بهرهبرداریهای کشاورزی در مناطق روستایی نشان میدهد روستا بخش مهمی از زیرساخت تولید غذایی کشور را در خود جای داده است.
در مقابل، دامداران با سه فشار همزمان روبهرو هستند:هزینه بالای خوراک، خشکسالی و کمبود منابع و مشکلات بازار و نقدینگی.
از سوی دیگر، بیش از 70 درصد هزینه تولید دامداری به خوراک اختصاص دارد و بخش بزرگی از نهاده مورد نیاز کشور نیز از واردات تأمین میشود.
بنابراین مسئله فقط این نیست که امروز چه مقدار گوشت و شیر تولید میشود؛ پرسش مهمتر این است که آیا اقتصاد دامداری روستایی و عشایری به اندازهای پایدار هست که بتواند همین ظرفیت تولید را در سالهای آینده حفظ کند؟پاسخ به این سؤال، مستقیماً با قیمت گوشت و لبنیات، وابستگی به واردات و امنیت غذایی خانوار ایرانی گره خورده است.
انتهای پیام/





































































































































































































































































































































































































































































