به گزارش خبرنگاراقتصادی خبرگزاری تسنیم, آمارهای جدید بهار 1405از بازار کار ایران، تصویری دوگانه و نگرانکننده را ترسیم میکند. در حالی که نرخ بیکاری در میان جوانان (15تا 24سال) با جهشی 3.7 درصدی به 23.4 درصد رسیده است، پدیدهی «اشتغال ناقص» و «ساعات کاری بیش از حد» نشاندهنده یک ناهماهنگی شدید در توزیع فرصتهای شغلی است. این وضعیت، در حالی است که حتی در شرایط جنگ تحمیلی، تضادهای استانی در نرخ بیکاری مشاهده میشود که نیازمند تحلیل عمیقتری از ساختار اقتصادی کشور است.
کالبدشکافی بحران اشتغال
تلاطم در نسل جوان: از بیکاری تا ناامیدی ساختاری
بیکاری در گروه سنی 15تا 24سال (23.4٪) و همچنین گروه 18تا 35سال (17.5٪) با رشد چشمگیری همراه بوده است. افزایش نرخ بیکاری جوانان در بهار 1405، نشان میدهد که این گروه بیش از هر کس از «رکود فرسایشی» صنعت و خدمات آسیب دیدهاند. وقتی نرخ بیکاری جوانان با سرعت بیشتری نسبت به کل جامعه رشد میکند، ما با پدیدهی «بیکاری ساختاری» مواجهیم؛ یعنی بازار کار توان جذب نیروی جدید را ندارد و این امر میتواند منجر به موجهای مهاجرتی یا ناامیدی اجتماعی در نسل آینده شود.
پارادوکس اشتغال: میان «کمکاری اجباری» و «پرکاری فرسایشی»
یکی از تکاندهندهترین یافتههای این گزارش، توزیع ساعات کاری است. از یک سو، 8.5 درصد از شاغلان دچار «اشتغال ناقص» هستند (کمتر از 44 ساعت کار در هفته) و به دلیل رکود یا نبود فرصت، مجبور به پذیرش ساعات کاری کم هستند. از سوی دیگر، 37.8 درصد از شاغلان، بیش از 49 ساعت در هفته کار میکنند.
این تضاد نشان میدهد که
ناکارآمدی توزیع کار: بخشی از نیروی کار در حال «سوختن» از شدت فشار کاری هستند، در حالی که بخشی دیگر در حال «ذوب شدن» از کمبود کار.
بیشساعتی احتمالاً ناشی از دستمزدهای پایین است که کارگران را مجبور میکند برای تأمین معیشت، ساعات کاری خود را افزایش دهند.
تضادهای استانی در شرایط جنگی
اینکه در شرایط جنگ تحمیلی، 9استان با کاهش نرخ بیکاری مواجه شدهاند، نکتهای بسیار کلیدی است. این موضوع نشان میدهد که:- بحرانها به طور یکسان توزیع نشدهاند.
– احتمالاً جابهجایی نیروی کار از مناطق جنگزده یا آسیبدیده به سوی استانهای امنتر (مهاجرت داخلی شغلی) رخ داده است. برخی استانها توانستهاند از طریق تغییر استراتژیهای تولیدی یا جذب سرمایههای جابهجا شده، نرخ بیکاری خود را کاهش دهند.
راهکارهای پیشنهادی برای بهبود وضعیت اشتغال
برای خروج از این چرخه معیوب، تنها اقدامات مقطعی کافی نیست و باید راهکارهای ساختاری زیر اتخاذ شود:
گذار به «اشتغال متکی بر مهارت»
با توجه به بیکاری بالای فارغالتحصیلان و جوانان، باید از مدل «مدرکمحوری» به «مهارتمحوری» حرکت کنیم. ایجاد مراکز بازآموزی سریع برای جوانان تا بتوانند مهارتهای مورد نیاز صنعت (که اکنون در رکود است اما نیاز به نوسازی دارد) را بیاموزند، ضروری است.
اصلاح توزیع ساعات کاری و حمایت از اشتغال حداکثری
برای مقابله با اشتغال ناقص (8.5٪) و پرکاری مفرط (37.8٪)، دولت و بنگاهها باید به سمت «اشتغال منعطف» حرکت کنند. تشویق واحدهای تولیدی به توزیع عادلانهتر ساعات کاری در ازای مشوقهای مالیاتی، میتواند فشار را از روی برخی کارکنان بردارد و فرصت شغلی برای بیکاران ایجاد کند.
ایجاد «امنیت حقوقی» برای احیای تولید
همانطور که پیشتر اشاره شد، رکود صنعت ریشه در پیچیدگیهای قانونی دارد. برای کاهش بیکاری جوانان، ابتدا باید «انگیزه تولید» بازگردد. شفافیت در قوانین ارزی و اداری باعث میشود بنگاهها از ترس پروندههای تعزیراتی، تعدیل نیرو نکنند و حتی به فکر جذب نیروی جدید بیفتند.
تمرکز بر اقتصادهای منطقهای (توسعه متوازن استانی)
با توجه به اینکه برخی استانها توانستهاند بیکاری را کاهش دهند، باید «الگوی موفقیت» آن 9استان را استخراج کرد و در سایر مناطق پیاده کرد تا از تمرکز بیش از حد نیروی کار در چند شهر خاص جلوگیری شود.
بنابراین گزارش,بازار کار ایران در بهار 1405در لبه یک تغییر بزرگ قرار دارد. اگر تخصص جوانان با امنیت حقوقی تولیدکننده گره نخورد، ما شاهد از دست رفتن سرمایه انسانی بزرگی خواهیم بود. راه نجات در «همسویی سیاستهای آموزشی با نیازهای صنعتی» و «تسهیل فضای کسبوکار» است تا اشتغال از حالت «بقا و ناچاری» به حالت «تولید و توسعه» تغییر ماهیت دهد.
انتهای پیام/
















































































































































































































































































































































































