روایت‌گری سیاسی لگوها برای انتقال پیام‌های ژئوپلیتیک

روایت‌گری سیاسی لگوها برای انتقال پیام‌های ژئوپلیتیک

  • مهر نیوز
  • سه‌شنبه - 1405 1 اردیبهشت
  • بدون دیدگاه
  • 1 دقیقه زمان مطالعه

به گزارش خبرنگار مهر، لگو که زمانی صرفاً یک اسباب‌بازی ساده و جهانی برای سرگرمی کودکان بود، امروز به رسانه‌ای غیرمنتظره برای بازسازی صحنه‌های پیچیده ژئوپلیتیک تبدیل شده است. در ویدئوهای تولیدشده با تکنیک استاپ‌موشن، شخصیت‌های لگویی در نقش فرماندهان نظامی، سربازان و مقامات سیاسی ظاهر می‌شوند و سناریوهایی از حمله، دفاع و پیروزی را با جزئیات بالا بازآفرینی می‌کنند.

این ویدئوها که اغلب با صداگذاری حرفه‌ای، موسیقی حماسی و جلوه‌های ویژه ساده اما مؤثر همراه هستند، فرآیندی زمان‌بر و دقیق را طلب می‌کنند. در نگاه نخست، این تصاویر ممکن است شبیه صحنه‌هایی از مجموعه انیمیشن لگو به نظر برسند، با این تفاوت که چهره‌ای مزدحم‌تر، پرتحرک‌تر و خشن‌تر از روایت‌های معمول دارند.

با این حال، بررسی محتوای این کلیپ‌های وایرال نشان می‌دهد که آنها فراتر از یک بازسازی هنری ساده عمل می‌کنند. این ویدئوها که شامل تصاویری دلخراش از کودکان در حال مرگ، جنگنده‌ها و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا هستند، در واقع نوعی پروپاگاندای طرفدار حکومت ایران محسوب می‌شوند.

پیام اصلی و تکرارشونده در این آثار، روایت ایستادگی ایران در برابر «ابرقدرت ستمگری» به نام ایالات متحده است. اگرچه این کلیپ‌ها از نظر بسیاری از ناظران اغراق‌آمیز و بی‌ظرافت ارزیابی می‌شوند، اما این موضوع از شور و اشتیاق کاربران در فضای مجازی برای دست‌به‌دست کردن و نظر گذاشتن زیر آنها کم نکرده است.

ترکیب لگو با روایت‌های سیاسی به ابزاری برای انتقال پیام‌های ژئوپلیتیک تبدیل شده است

در حالی که منبع یا صورت علنی برای تأیید این ویدئوها مشخص نشده، تأثیرگذاری عاطفی و بصری آنها غیرقابل انکار است. ترکیب جذابیت جهانی لگو با روایت‌های سیاسی تند و احساسی، این آثار را به ابزاری مؤثر برای انتقال پیام‌های ژئوپلیتیک خاص، به ویژه در فضای مجازی ایران، تبدیل کرده است.

در یکی از این ویدیوها، دونالد ترامپ در میان گردبادی از اسناد مربوط به پرونده اپستین سقوط می‌کند، در حالی که در پس‌زمینه صدای یک آهنگ رپ شنیده می‌شود که می‌گوید: «رازها در حال افشا شدن‌اند، فشار در حال افزایش است.»

روایت‌گری سیاسی لگوها برای انتقال پیام‌های ژئوپلیتیک

در ویدیویی دیگر، جورج فلوید زیر زانوی یک پلیس دیده می‌شود، در حالی که صدایی می‌گوید ایران «برای همه کسانی ایستاده که سیستم شما به آن‌ها ظلم کرده است».

به گفته اِما برایانت، از کارشناسان برجسته حوزه تبلیغات، اصطلاح «اسلاپاگندا» – که سال گذشته در یک مقاله دانشگاهی معرفی شد – برای توصیف میزان قدرت این محتوای «بسیار پیچیده» کافی نیست. برآورد می‌شود کلیپ‌های تبلیغاتی تولیدشده با هوش مصنوعی در طول جنگ صدها میلیون بار دیده شده باشند.

در یکی دیگر از کلیپ‌ها، نیروهای ایرانی در حال اسارت گرفتن خلبان یک جنگنده امریکایی هستند که سرنگون شده است. مقام‌های امریکایی اعلام کردند این خلبان که پس از سرنگونی هواپیمایش در منطقه‌ای کوهستانی و دورافتاده در ایران گرفتار شده بود، در تاریخ ۴ اپریل در عملیات نیروهای ویژه امریکا نجات یافته است.

یکی از اینفلوئنسرهای طرفدار این محتوا در تیک‌تاک به مخاطبانش گفته بود که این ویدیوهای لِگویی «تا اینجا به طرز شگفت‌آوری دقیق بوده‌اند؛ آن‌ها داستان مأموریت اخیر خلبان امریکایی را فاش کردند که اصلا عملیات نجات نبود، بلکه عملیات ویژه برای اورانیوم بود».

اِما برایانت می‌گوید هوش مصنوعی به ایران و دیگران این امکان را داده که مستقیم‌تر و مؤثرتر از همیشه با مخاطبان غربی ارتباط برقرار کنند. آن‌ها از ابزارهایی استفاده می‌کنند که عمدتا بر پایه داده‌های غربی آموزش دیده‌اند و بنابراین برای تولید محتوای «متناسب با آن فرهنگ» بسیار مناسب‌اند.

او در ادامه می‌گوید: این همان چیزی است که «کشورهای اقتدارگرا برای هدف قرار دادن غرب در گذشته فاقد آن بودند.»

تینه مونک، کارشناس جنگ سایبری در دانشگاه ناتینگهام ترنت، این رویکرد ایران را نوعی «جنگ تدافعی» توصیف می‌کند که سازندگان آن را برای مقابله با روایت‌های امریکا ضروری می‌دانند.

همچنین تحلیل جروزالیم پست از ویدئوهای لگویی ایران این است که در دوره‌ای که «حقیقت» به مفهومی دائماً متغیر تبدیل شده است، هر کسی که بصری‌ترین، سرگرم‌کننده‌ترین و پربازدیدترین محتوا را تولید کند، همان کسی است که روایت جهانی را تعیین می‌کند.

دنیای بی‌آلایش کودکان به عرصه‌ای برای نبرد روایت‌ها بدل شده است

در نهایت، آنچه زمانی دنیای بی‌آلایش کودکان بود، اکنون به عرصه‌ای برای نبرد روایت‌ها بدل شده است. لگو به‌مثابه رسانه‌ای نوظهور در جنگ‌های شناختی، نشان می‌دهد که خط مقدم درگیری‌های ژئوپلیتیک امروز نه بر زمین، بلکه در قاب گوشی‌های هوشمند و الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی کشیده می‌شود. جایی که حقیقت، بیش از هر چیز، قربانی جذابیت بصری و سرعت انتشار می‌شود.

شاید تأمل‌برانگیزترین جنبه این پدیده، نه محتوای طرفدار حکومت ایران، بلکه تحولی باشد که در ذات حقیقت رخ داده است. در جهانی که یک ویدئوی استاپ‌موشن لگویی می‌تواند به اندازه یک گزارش خبری معتبر تأثیرگذار باشد، مرز بین واقعیت، بازنمایی هنری و پروپاگاندا به طرز خطرناکی کمرنگ می‌شود.

استفاده از نمادهای جهانی و بی‌طرفانه مانند لگو، همراه با فناوری‌های نوین تولید محتوا، مرزهای سنتی پروپاگاندا را درنوردیده است. کارشناسان هشدار می‌دهند که تا زمانی که جذابیت بصری بر صحت محتوا اولویت داشته باشد، ابزارهایی از این دست به سلاحی مؤثر در دست هر بازیگری برای شکل‌دهی به روایت‌های جهانی تبدیل خواهند شد.

و بدین ترتیب، همان‌طور که تحلیل جروزالیم پست نیز اشاره می‌کند، در عصری که حقیقت به کالایی ناپایدار تبدیل شده است، معادله ساده اما ترسناک زیر حاکم می‌شود؛ هر که دیدنی‌ترین و سرگرم‌کننده‌ترین روایت را بسازد، تاریخ را خواهد نوشت؛ حتی اگر قهرمانان و ضدقهرمانانش از جنس پلاستیک باشند.

1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره (No Ratings Yet)
Loading...
نظرات بدون نظر

مطالب مرتبط